آرشيو موضوع محمد رضا شجریان

گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن

دی ۹, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: سعدی گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن هم نکتهء وحدت را با شاهد یکتاگو هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا هم دست تمنا را بر گیسوی [...]

آن که هلاک من همی​خواهد و من سلامتش

دی ۹, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: سعدی آنکه هلاک من همی، خواهد و من سلامتش هر چه کند ز شاهدی، کسی نکند ملامتش میوه نمی دهد به کس، باغ تفرجست و بس جز به نظر نمی رسد، سیب درخت قامتش داروی دل نمی کنم، کانکه مریض عشق شد هیچ دوا نیاورد، باز به استقامتش هر که [...]

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

دی ۶, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: حافظ سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند پیش [...]

رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند

دی ۵, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: مولوی رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت می‌کنند غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی [...]

دل بـردی از مـن بـه یـغـما، ای تـرک غـارتـگر مـن

دی ۵, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: محمد حسین صفای اصفهانی دل بـردی از مـن بـه یـغـما، ای تـرک غـارتـگر مـن دیـدی چـه آوردی ای دوست، از دسـت دل بـر سر من عشق تو در دل نهان شد، دل زار و تن ناتوان شد رفـتـی چو تیر و کـمان شد، از بـار غــم پــیـــــکر مــــن مـی سـوزم [...]

یاد ایامی

مهر ۳, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: رهی معیری یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از [...]

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد

مهر ۲, ۱۳۹۰

شاعر: سعدی خواننده: محمد رضا شجریان هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد آن کس که دلی دارد آراسته معنی گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد آخر نه منم تنها در بادیه سودا [...]

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۰

شاعر: امیر هوشنگ ابتهاج «ه‍.الف سایه» خواننده: محمد رضا شجریان در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار دریغ [...]

زدست محبوب

اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا و همایون شجریان شعر: غلامرضا خان‌رئیس دستگاه: دستگاه ماهور زدست محبوب ، ندانم چون‌کنم وزهجر رویش ، دیده جیحون‌کنم یارم چو شمع محفل است دیدن رویش مشکل است سرو مرا ، پا درگِل است برخطّ و خالش مایل است یار من ، دلدار من، کمتر تو جفا کن یادی ، آخرتو ز [...]

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۰

خواننده: محمد رضا شجریان شعر: شفیعی کدکنی ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران باز آ که در هوایت خاموشی جنونم فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز کاینگونه فرصت از کف [...]

« مطالب قديمي تر